علي بن حسين انصارى شيرازى
421
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
مطجن - سرخكرده در ماهىتابه مظ ( مغس ) جلنار است و گفته شد معشوقا از احجار آن را جمست گويند و گفته شد و از نبات ماهودانه بود و آن نيز گفته شد معقار صمغ اجاص است و گفته شد معين مازريون بود و گفته شد معا نيكوترين روده آن بود كه از حولى گوسفند گيرند و طبيعت آن سرد و خشك بود عصبى كسى باشد كه غذاى وى دخانى بود و وى دوالى در ساقين احداث كند از بهر آنكه خون كه متولد شود بد بود و ميل بسردى داشته باشد و بايد كه بشويند نيكو و به سكباج پزند و ابازير معده وى چون معا بود در احوالها وقتى صالحتر از معا بود و سرد و خشك بود مغاث بهترين وى بغدادى بود و سفيدى بود كه ميل بزردى داشته باشد و طبيعت آن گرم و تر بود در دويم و گويند خشك بود و مقوى اعضا بود و مسمن و ضماد كردن شكستگى و كوفت و الم و نقرس و صلابت مفاصل و تشنج را نافع بود و ملين صلابت حلق و شش بود و باه را برانگيزد خاصه تخم وى و مقدار مأخوذ از وى يك درم بود و گويند مضر بود بمثانه و مصلح وى عسل بود و در ضمادات بدل وى قلت كنند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مغاث بضم ميم لغت عربيست و در ماهيت بيخى است دراز و سطبر و پوست آن سياه مايل بسرخى و مغز آن مايل به سفيدى و زردى و بهترين آن خوشبو تلخ مايل به شيرينى و دو نوع مىباشد بغدادى و هندى . . . مغره نوعى از طين سرخرنگ بود و بيونانى ميلطوس خوانند و برطيقون گويند به شيرازى گل سرخ گويند و بخار آن مستعمل كنند و نيكوترين آن بود كه سرخ روشن بود نه باريك و نيكوترين آن مصرى بود طبيعت آن شيخ الرئيس گويد سرد بود در اول و خشك بود در دويم و فولس گويد در قبض و تجفيف نيكوتر از طين مختوم بود جراحتها اصلاح آورد و كرم بكشد و چون در سركه حل كنند و بر حمره و مجموع ورمهاى گرم طلا كنند نافع بود خواه ريش شده و خواه ريش نشده و اگر بر سوختگى آتش كنند ردع ماده بكند و ورم بگدازد و ريش را محكم دارد و چون سحق كنند و با تخممرغ نيم برشت بياشامند خون را ببندد و اگر با آب لسان الحمل بود قرحهء امعا و مثانه را سود دهد و طبيعت ببندد و درد جگر را نافع بود و اگر به آب لسان الحمل حقنه